رسالهٴ چهارم در باب ماهيت كلي زخمها و سپس زخمهايي است كه در عضوهاي مختلف بدن توليد ميشود.
رسالهٴ پنجم بحثي است كلي درباب شكستگيها و دررفتگيها. در آن موردها گي كمتر مطلب تازهاي اضافه ميكند، جز آموزشهايي در مورد يافتن موضع استخوان شكستهٴ ران. او توصيه ميكند دست و پاي شكسته را بهصورت نوعي ننو آويزان كنند و در مورد شكستگي استخوان ران استفاده از تختهٴ شكستهبندي، قرقره و وزنه را توصيه ميكند.
رسالهٴ ششم درباب آسيب شناسي موضعي از جنبهٴ جراحي است، شامل فصلهايي در مورد سياتيك، جذام و غيره. همچنين از بيماريهاي اندامهاي مختلف بدن، چشم، گوش و غيره بحث ميكند. فصلهاي مربوط به اين مطالب بسيار منظم است. ولي حاوي مطلب تازهاي نيست. در مورد دندانسازي توصيف جالبي از اسبابهاي مورد استفاده در آن زمان، عرضه ميكند.
در بحث از سنگها از نظر جالينوس پيروي ميكند، كه بايد آنها را بهوسيلهٴ دارو شكست.
ولي، در صورتي كه معالجهٴ دارويي موٴثر نشد، با اينكه بسيار خطرناك است، بايد آنها را با بريدن مثانه بيرون آورد. ولي در مورد سنگ كليه نبايد دست به هيچ عمل جراحي زد.
رسالهٴ هفتم قرابادين جامع خاصي است كه در آن از قريب 750 مادهٴ دارويي نام برده شده است.
با اينكه گي اغلب از استفاده از روشهاي جادويي در طبابت انتقاد ميكند؛ گاه، در كتاب جراحي موافق استفاده از طلسم است. او كتابي هم در اخترگويي نوشت، كه به كلمنس ششم اهدا شده است و در آن از جنبههاي اخترگويي طب گفتگو ميكند.
گي دو كتاب ديگر هم نوشت كه اينك، در دست نيست. اولي رسالهاي است در باب فتق و دومي در باب آبمرواريد و دستورهاي مراقبتي براي مبتلايان به آن، كه احتمالاً در سال 1340 براي يوهان بوهميايي نوشته، زيرا او در آن هنگام بهخاطر يافتن چارهاي براي كوري چشمش روانهٴ مونپليه شد.
يك جراحي صغير هم اغلب به او نسبت داده ميشود. ولي اين درواقع اقتباس ضعيفي از برخي بخشهاي
جراحي كبير توسط يك دانشجو يا پزشك ديگر است. جراحي صغير در سال1468 در آرْل توسط عاشربن موسي والابرِگ به عبري ترجمه شد. ترجمهٴ عبري
جراحي كبير فوقالذكر بينام و متن آن بهصورت ناقصي دردست است.
تصويرهاي متعددي از كولياك منتشر شده، ولي هيچكدام را نميتوان معتبر شمرد. يكي از تصويرهاي قديميترين نسخهٴ خطي فرانسه (مونپليه 1363) را در ش 23 اين كتاب ميبينيد.
پيِر دو ناديلزي
پزشك پرونسي (بر آمدنش 1369ـ1374).